وقف انتهای کمال

۸

به نام الله دهنده بی منت
چه سخت است سخن گفتن از چیزی که تکیه بر آن انسان را به انتهای برزگی و کمال می‌رساند. آنجا که دیگر زر و زیور فناپذیز دنیا در مقابل مروارید چشمانمان به اندازه بال مگسی ارزش ندارد. آری، وقف را می‌گوییم، آنچه که اگر به مانند نردبانی عظیم تصورش کنیم،‌ می‌شود با نیتی پاک و با رضای پروردگار منان،‌ با گامهایی استوار تک تک پله‌هایش را پیمود و به اوج بزرگی رسید. آنجا که شاید اگر کمی دستانت را بالا ببری، خداوند نوازش کند دستان بخشایشگرت را و تحسین کند این همه مهربانیت را فواید وقف بسیار است. نمونه‌های بارزی در قرآن و نهج ‌البلاغه در مورد آن به چشم می‌خورد اما آنچه ارزش انفاق و صدقه را در نظر خداوند باارزش جلوه می‌دهد، صدقه بی ‌منت است. اگر در زندگی توانستیم هرچند به اندازه تکه نان خشکی اما بدون منت و برای رضای خداوند انفاق کنیم بی‌‌شک بار سفر را خوب بسته‌ایم. آن وقت است که پیچک خشنودی از در و دیوار دلمان بالا می‌رود، پراز تمنا می‌شویم و پر از عطر خوش ریحانی که در سبزه‌زار قلبمان روییده است. پیچک خشنودی چه غوغایی می‌کند، سر از پا نمی شناسیم ، گویی وجود خسته مان به یکباره آرام گرفته ، قلبمان از عشق درنگی میکند و در خیالمان جبرییل را می‌بینیم که هراسان به سویمان می‌آید تا مژده رحمت پروردگار را بیاورد. انصافاً که چه شیرین است چنین انفاقی که با خود این همه خوشی بیاورد.

وقف …. سه حرف بیشتر نیست اما حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. می‌شود و او آن را به ویرانی دنیا، قاف آنرا به قرب و نزدیکی به خداوند و فا آنرا به فانوس هدایت بشر تشبیه کرد و شاید هم بارها در گوشمان زمزمه کند که من روشنایی تاریکی شبهایتان می‌شوم، امید قلب‌های ناامیدتان می‌شوم، عصای دستان فرتوتتان می‌شوم و بالاخره ره توشه معنوی سفر دور و دراز آخرتتان می‌شوم. اگر شیطان بگذارد لحظه‌ای به نوای دلمان گوش جان بسپاریم، می‌شنویم که خداوند به طریقی می‌خواهد از دریای بی‌پایان رحمتش سیرابمان کند. آنجا که کودک یتیم بی‌نوایی را می‌بینیم ، آنجا که جوانی بی‌خانه و آواره می‌بینیم،‌ آنجا که پدری مهربان و با آبرو را به خاطر چند برگ چک بی‌ارزش پشت میله‌های زندان می‌بینیم،‌ آنجا که اشک چشمان مادری را که به خاطر تهیه کردن جهیزیه دخترش سرازیر می‌شود می‌بینیم و آنجا… آنجا… آنجا و هر کجای دیگر. بدان که در همه این صحنه‌ها خداوند فرصتی برایمان گذاشته تا ما را به آنجایی که شایسته رسیدنیم برساند. پس در همه این صحنه‌ها به یاد بیاور لحظه‌ای خداوند بزرگ را و پشت پای محکمی به همه دنیا و مال و منالت بزن و با مهربانی و بدون منت بگیر دست ناتوانی را که به سویت دست دراز کرده باشد که کار خیرت‏ مورد قبول خداوند واقع شود و عصای محکمی شود درهمه سختی‌ها تا بتوانی بر آن تکیه کنی. باشد که اینگونه باشد.

مریم حمیدی ‌نژاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *