جایگاه وقف در جلوگیری از تجمع و تمرکز ثروت

میل به جاویدان زیستن همواره انسان ها را تشویق کرده است تا در کنار کار و تلاش مستمر خود به ایجاد بنا و کارهای یادگاری بپردازند که در حیات آنها و همچنین پس از وفاتشان، منشأ خیر و منبع برکات گردند و برای جامعه مفید باشند.

روح نوع دوستی و اندیشه اجتماعی و همکاری متقابل و فکر زندگی گروهی، سبب می شود که انسان با وجود سایر دشواری های موجود در اجتماع، کارهایی کند که بخشی از آن برای دیگران سودمند باشد. اگر چه انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است، ولی زمانی که در تأمین امنیت و رفع مشکل اقتصادی و اجتماعی محتاج به همکاری شد، روحیه اجتماعی بودنش قوت می گیرد. ادیان الهی با الهام از منبع وحی در جهت هدایت جامعه های بشری و تشویق آنان برای کمک به همنوعان خود نقش اصلی داشتند و بسیاری از مردم با تأسی به ارزش ها و پیام های ادیان، خود را در مسایل اجتماعی شریک دانستند، تا حدی که بعضی تا سرمرز ایثار و فداکاری پیش رفتند. یکی از راه های استمرار نیکوکاری و کمک به هم نوع، سنت حسنه «وقف»” است که‏ شخص واقف با وقف اموال و املاک خود برای امور خیریه و عام المنفعه‏، درآمد آن موقوفات را به امور خیریه اختصاص می‏دهد و مادام که آن‏ موقوفه یا موقوفات باقی است، متولیان و متصدیانِ امرِ وقف موظف به‏ اجرای نیات خیر واقف هستند. در فقه اسلام نیز وقف همواره به عنوان بحثی مهم مورد توجه بوده و ویژگی های منحصر به فردی داراست. با توجه به موارد بیان شده، در پژوهش حاضر بر  آنیم که بعد از بیان تاریخچه وقف در ایران، به اهمیت این نهاد از جنبه های مختلف همچون اقتصادی و حتی معماری و شهر سازی پرداخته و در نهایت با توجه به موارد بیان شده، فواید و جایگاه آن را در جامعه امروزی بیان کنیم. نقش وقف در تحقق اهداف اقتصاد اسلام هدف اساسی و اصلی همه نظام های اسلام، از جمله نظام اقتصادی اسلام، کمال ابدی یعنی تقرّب الی اللّه‏ است. از دیدگاه قرآن کریم و روایت های معصومین: ، انفاق های مالی چه واجب و چه مستحب، برای نیل به این هدف نهایی نقشی بس عظیم و اساسی دارند که به عنوان نمونه در این جا مواردی یادآوری می‏گردند: الف ـ قرآن کریم در موارد متعددی از انفاق به عنوان جهاد مالی در کنار جهاد جسمی یاد کرده است؛ مانند: (لاَیَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنْ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً…) (نساء/ ۹۵): مؤمنانی که بدون عذر از جهاد باز نشسته‏اند، با آنان که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می‏کنند برابر نیستند. خدا مجاهدان به مال و جان را بر نشستگان برتری بخشیده است … . ب ـ در موارد متعدد هدف از مالیات ها و انفاق های مالی در اسلام از جمله زکات و وقف در نزد بسیاری از فقیهان قصد قربت است. این انفاق ها گذشته از جنبه اقتصادی، همانند نماز و روزه عبادت هستند و غرض اصلی از عبادات هم قرب الهی است: (وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتّی یأتِیکَ الیقینَ) (حجر/۹۹): به پرستش خدای خود مشغول باش تا یقین به سراغ تو آید. ج ـ در بسیاری از آیات قرآن کریم به دنبال واژه «انفاق» واژه «فی سبیل الله‏» و مانند آن ذکر گردیده است. به عنوان نمونه: (اَلَّذینَ یُنفقونَ اَموالَهُمْ فِی سَبیلِ الله‏ِ ثُمَّ لایتبِعونَ ما اَنْفَقُوا مَنّاً وَلا أذًی لَهُمْ اَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ…) (بقره/۲۶۲): آنان که مالشان را در راه خدا انفاق می‏کنند و در پی آن منتی نگذارند و آزاری نکنند، پاداششان نزد خداست…. خداوند در جای دیگر به صراحت هدف از انفاق را لقاء الله‏ دانسته است: (… وَما تُنفقونَ اِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ الله وَما تُنفِقوُا مِنْ خَیرٍ یُوَفَّ اِلَیکُمْ…) (بقره/۲۷۲): … و جز در طلب رضای خدا انفاق نمیکنید و آنچه از خیر انفاق کنید، به طور کامل به شما می‏رسد … . د ـ در آیاتی از قرآن کریم، هدف روشن انفاق و گرفتن صدقه، تزکیه نفس و رسیدن به «بِرّ» و نیکی ذکر شده است: (لَنْ تَنالوا البِرَّ حَتّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ…) (آل‏عمران/۹۲): هرگز به نیکی نخواهید رسید مگر آن که از آنچه دوست می‏دارید انفاق کنید…. شأن نزول این آیه وقف و صدقه است که گذشت. با نزول این آیه کسانی چون ابوطلحه انصاری به فکر صدقه دادن و وقف کردن بهترین اموال خود افتادند. این آیه، راه رسیدن به «برّ» را انفاق چیزهایی دانسته که مورد علاقه و محبت انسان است؛ و روشن است که «برّ» چه به معنای ثواب از جانب خدا و یا انجام فعل خیری که پاداش الهی را به دنبال دارد۲، مصداق اصلی و حقیقی آن، قرب الهی و سعادت و کمال ابدی انسان خواهد بود. در آیه (خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بها…) (توبه/۱۰۳): [ای رسول!] از اموال مؤمنان صدقه ای بگیر تا آنان را پاک و تزکیه گردانی. هدف از دریافت صدقه از مؤمنان، تطهیر و تزکیه نفوس آنان به وسیله صدقه (و انفاق مالی) دانسته شده است. علامه طباطبایی در این‏باره می‏نویسد: «تطهیر یعنی اِزاله اَوساخ از یک چیز تا وجود آن صاف گردد و برای نشو و نما و ظهور آثار و برکات، مستعد و مهیا گردد؛ و تزکیه عبارت است از رشد دادن و اعطای رشد به آن به وسیله لُحوق خیرات و ظهور برکات؛ همانند درختی که قطع زواید از فروع و شاخه‏های آن باعث زیادی در حسن و نمو آن و نیکویی میوه‏هایش می‏شود؛ از این‏رو، جمع بین تطهیر و تزکیه در آیه از تعابیر لطیف است»۳٫ بنابراین همه انفاق های مالی، از جمله وقف، برای انسان به منزله هرس کردن درخت از اضافات است که او را در مسیر نیل به هدف اصلی و نهایی‏اش یاری می‏دهد و در این جهت به او سرعت می‏بخشد. علاوه بر موارد بیان شده، وقتی سخن از تأثیر وقف بر استقلال اقتصادی و رشد و توسعه مطرح می‏شود هرگز به این معنا نیست که وقف به تنهایی می‏تواند همه ابعاد و زوایای گوناگون اقتصاد یک ملت را در برگیرد، به طوری که برای اقتصاد کشور به منابع مالی دیگر نیازی نباشد، بلکه منظور این است که وقف به عنوان یک سرمایه عظیم مالی می‏تواند در این سمت و سو دارای نقشی سازنده و قابل توجّه باشد. هم چنین به این معنا نیست که برخلاف اهداف و اقفان، درآمد وقف را از موارد اصلی مصارف آن که در وقف نامه‏ها آمده است، منحرف کنیم و آنها را در راه تحقق استقلال اقتصادی و رشد و توسعه به کار گیریم و به مصرف برسانیم. حقیقت این است که می‏توان سرمایه‏های عظیم وقف را نیز همانند دیگر سرمایه‏ها با رعایت همه جوانب وقف، موازین شرع و اهداف واقفان در جریان فعالیت های تولیدی و خدماتی قرار داد و آنها را از حالت رکود به حالت هدایت کرد تا به این وسیله به رشد و توسعه و استقلال اقتصادی (و سیاسی) کشور کمک شایان و قابل توجّه باشد و همچنین بر سرمایه‏های اوقاف افزوده شود که این نیز یقیناً در راستای اهداف و اقفان می‏باشد (حائری۱۳۷۸: ۲۶۴). از متون اسلامی به خوبی روشن است که اسلام ‏خواهان زدودن همه جوانب و زوایای فقر در جامعه است و نیز به دنبال رفاه عمومی در حدّ معقول و مشروع. شهید صدر در این باره می‏نویسد: مسؤولیت دولت و نظام اسلامی، بجز تأمین نیازهای حیاتی و ضروری افراد، این است که یک سطح زندگی متناسب با شرایط و مقتضیات روز را برای افراد تضمین نماید و آنها را به یک حد از رفاه (عمومی) برساند. وی یکی از ابزار مهم دولت اسلامی برای تحقق این هدف را کفالت همگانی مسلمانان در برابر یکدیگر ذکر می‏کند، یعنی احساس مسؤولیت متقابل و عمومی (صدر۱۳۵۷: ۳۱۹). از این‏رو، اولاً فقرزدایی تنها درحدّ قوت لایموت به نیازمندان کفایت نمی‏کند. ثانیاً مسلمانان در برابر یکدیگر مسؤولند و کفالت همگانی دارند. کلینی در اصول کافی از امام صادق (ع) نقل کرده است که: «خداوند برای فقرا در اموال ثروتمندان به قدر کفایت (و اداره زندگی آنان بخوبی) قرار داده است و اگر این مقدار آنها را کفایت نمی‏کرد، بیشتر قرار می‏داد و این مشکلات فقرا از ناحیه کسانی است که آنها را از حقشان باز می‏دارند”. در باب زکات، امام موسی کاظم۷ نیز در پاسخ کسی که پرسید “آیا می‏توانم هشتاد درهم به فقیر بدهم؟” فرمود: “آری و بیشتر” پرسید، “صد درهم چطور؟” فرمود: “آری: اگر می‏توانی او را بی‏نیاز کن (وَاَغْنِهِ اِنْ قَدَرْتَ اَنْ تُغْنِیهُ)” (مجلسی۱۳۶۷: ۸۶). امام باقر۷ نیز می‏فرماید: “اِذا اَعْطَیتَ فَاَغْنِهِ: هرگاه انفاق می‏کنی طرف را بی‏نیاز نما”. در حدیث دیگری امام صادق۷ می‏فرماید: «خداوند همه نیازهای فقرا را در نظر گرفته است، از هزینه‏های غذا و پوشاک و ازدواج گرفته تا هزینه صدقات مستحبی و حتی هزینه انجام حج آنان”. (مجلسی۱۳۶۷: ۱۰۲). وقف از دو راه می‏تواند در این مورد مؤثر باشد: الف ـ نفس استقلال و رشد و توسعه اقتصادی (مبتنی بر موازین اسلامی) که به‏ طور طبیعی موجب رفاه عمومی و زدودن و دست کم کاهش چشم گیر فقر و محرومیت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد. ب ـ بخش عمده موارد مصرفی که واقفان دورنگر و نیکوکار در طول تاریخ وقف در نظر گرفته‏اند به رفاه عمومی، فقرزدایی و عدالت اجتماعی مربوط می‏شود. اگر ما نگاهی هر چند گذرا، به تاریخ وقف و مضمون وقف نامه‏ ها بیندازیم به خوبی در می یابیم که واقفان خیر و دوراندیش تمام زوایا و جوانب نیازها را در نظر گرفته ‏اند. به رغم این که بسیاری از رقبات موقوفات و مدارک آنها در طول زمان به دلایل و عوامل گوناگونی از بین رفته‏اند و از بسیاری از آن ها نامی هم باقی نمانده است، مشاهده می‏کنیم که جهت و سمت و سوی اصلی مورد نظر واقفان در طول تاریخ فقرزدایی و در مرحله بعدی، تحقّق رفاه عمومی در سطح معقول بوده است. علاوه بر این باید بیان گردد که نیازهای عمومی و خصوصی مردم نسبت به زمان‏ها و مکانهای مختلف متفاوت است، مثلاً در یک زمان، مردم به کاروانسرا، آب انبار و… نیاز مبرم داشتند، امّا در روزگار ما تأسیس فضاهای آموزشی، درمانی، مسکن، جاده‏ها و… از اولویت بیشتری برخوردارند. از این‏رو، از راه های گوناگون، آگاهی دادن به مردم و کسانی که درصدد وقف اموال خود هستند، می‏تواند به سمت و سو دادن وقف های جدید در جهت اولویت های جامعه کمک شایان و درخور توجّهی بنماید (حائری۱۳۷۸: ۲۷۰). وقف و بهبود وضع اقتصادی جامعه در ارتباط با تأثیر وقف در بهبود اوضاع اقتصادی جامعه می توان به موارد بسیاری زیادی اشاره کرد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می گردد. الف- کارآفرینی و اشتغال: امروزه، کارآفرینی از بزرگترین دغدغه های جوامع انسانی است؛ زیرا کار عنصری مقدس و حائز اهمیت محسوب شده که در سایه سار آن، علاوه بر رفع نیاز های معیشتی، آرامش، هم گرایی، هویت شغلی و اعتلای شخصیتی فرد محقق می شود. البته این در حالی است که اغلب کشور های جهان با معضل بیکاری دست به گریبان هستند. از آنجا که چاره اندیشی برای تخفیف این مشکل بدون مشارکت جدی بخش خصوصی به انجام نخواهد رسید، ضروری است که از راهکار حسنه ی وقف در این عرصه نیز استفاده شود. اما پیش از آن لازم است که این ضرورت برای نیکوکاران تبیین شود تا پاره ای از موقوفات و عایدی آنها صرف این مهم شود. بالا رفتن موقوفات از جمله کشتزار ها نیز راهکاری است که پرداختن به آن می تواند به ایجاد فرصت های شغلی بیشتر بینجامد. ب- تأمین بهداشت و سلامتی: رابطه ی رونق اقتصادی و تندرستی افراد یک جامعه، رابطه ای قطعی و اساسی است؛ زیرا کسالت، رخوت و سستی نیروی کار، خود عاملی است که علاوه بر ایجاد تبعات سوء بسیار، افت سطح تولید و به تبع آن بیکاری و فقر را نیز موجب می شود. توسعه ی صنعتی اگر چه خود از یک سو با ایجاد آلودگی های زیست محیطی، صوتی و … بهداشت جسمی و روانی افراد را به خطر می اندازد، اما از دیگر سو خود به سلامت نیروی کار نیازمند است؛ زیرا درآمدی که از قِبَل آن نصیب جوامع می شود، نقش عمده ای در تأمین سلامت شهروندان ایفا کند. از این روی ضرورت بهره گیری از راهکار حسنه ی وقف دیگر بار رخ می نماید. این امر می تواند شامل احیای حوزه های سنتی و گسترده ای باشد که شاهد حضور سنت حسنه ی وقف اند، از قبیل: احداث، توسعه و تجهیز بیمارستان ها، درمانگاه ها، خانه های بهداشت و مانند آن (بختیاری۱۳۸۱: ۸). ج – گسترش عدالت به سود نیازمندان جامعه: وقف اگرچه به نوعی در قبل از اسلام وجود داشته است، ولی عنایت و توجه به این سنت حسنه به تولد اسلام باز می گردد که توسط اهل بیت مطرح شده است؛ به گونه ای که از چنان توجهی برخوردار شده که در برهه هایی از تاریخ، تأمین مهم ترین نیاز های مستمندان را بر عهده داشته است. زیرا در گذشته، بر خلاف امروز، حکومت ها بیشتر به دفاع از مرز ها و نظم عمومی می پرداختند نه توجه به نیازمندان. این امر امروزه نیز می تواند مورد توجه قرار گیردف بدین صورت که با تشویق افراد خیر که املاک و اموال خود را وقف نیازمدان کرده و بدان ها رسیدگی کنند، می توان تا حد بسیاری به بهبود اوضاع معیشتی آنان رسیدگی کرد (گنجی۱۳۸۱: ۶۰). د – فقر زدایی: تنگدستی که بنا به فرموده ی مولای متقیان علی۷، بزرگتر از مرگ است، آفتی سترگ برای جوامع انسانی به شمار می آید که از رهگذر آن گاه ایمان و اعتقاد مذهبی افراد نیز دچار تزلزل و زوال می گردد. بدین ترتیب راهکار حسنه ی وقف می تواند با فراهم آوردن فرصت های شغلی، دستگیری از نیازمندان و کمک به خود اتکایی ایشان، رواج اندیشه ی خیرخواهی، تقویت مؤسسات حمایتی، بسیج امکانات اندک و مانند آن، راه را بر فقر و تنگدستی تنگ کند و رفاه و غنای ممدوح جامعه انسانی را موجب شود. هـ – عمران و آبادانی دار السلام: دین مبین اسلام که تحصیل سعادت آدمی در هر دو جهان را در امتداد نگاه دارد، علاوه بر آنکه بندگان خدا را به ساختن سرایی مجلل و فاخر در دنیای پسین فرا خوانده، آنان را به عمران و آبادانی دنیایی که مزرعه ی آخرت است، نیز دعوت فرموده. سنت حسنه ی وقف که با عمران و آبادانی ظاهری و باطنی دار السلام، ارتباطی دیر پا داشته و دارد و احداث مدارس، مساجد و … مؤید آن است و بسیاری از عوامل دیگر (شهرامی۱۳۸۲: ۳۵ – ۳۷). نقش وقف در جلوگیری از تجمع و تمرکز ثروت نهاد وقف عامل بسیار مهمی در جلوگیری از تجمع و تمرکز ثروت‏ در جامعه است. اهمیت وقف از این دیدگاه هنگامی بیش از پیش روشن می‏شود که تعداد نسبتاً قابل ملاحظه‏ای از اموال بلا استفاده و متروکه‏ای را که بهره‏وری از آنها می‏توانست در ارائه خدمات‏ اجتماعی مفید فایده قرار گیرد، مطمح نظر قرار دهیم. عدم بهره‏وری مؤثر از این اموال که به حکایت آمار و ارقام موجود، سالهاست از حیز انتفاع‏ خارج شده، به هیچ روی قابل توجیه نمی‏تواند باشد. در یک اقتصاد متعادل، حرکت فعالیت‏های اقتصادی به سمت و سویی‏ است که مآلاً اهداف توسعه اقتصادی هر جامعه را تحقق دهد. تجمع و تمرکز ثروت، حرکت اقتصاد را از این مسیر تعادلی منحرف و در نتیجه‏ ثروتمندان را از رهگذر درآمدهای کاذب و نامشروع به مفتخواری و رانت‏خواری تشویق و تحریض می‏نماید. درچنین شرایطی، اقتصاد جامعه، به علت انحراف از مسیر اصلی و طبیعی خود با مشکلات عدیده‏ مواجه می‏گردد که تزلزل عدالت اجتماعی در رأس همگی آنها قرار دارد. وقف، به عنوان یک نهاد فقهی و حقوقی و یکی از دستورات مؤکد اسلام، به سهم خود، در مقابله با آثار نامطلوب تجمع و تمرکز ثروت و مآلا استقرار عدالت اجتماعی، می‏تواند مورد استفاده قرار گرفته و در این رابطه، خدمات ارزنده‏ای را به جامعه عرضه کند (هدایتی۱۳۸۸: ۷۸). نقش وقف در شکل ‏گیری فضاهای شهری علاوه بر تمامی مواردی که در ارتباط با نقش وقف در اقتصاد جامعه و رشد و پیشرفت آن بیان شد، وقف هم چنین یکی از عمده‏ترین زیرساخت‏های اقتصادی جهان اسلام نیز محسوب می گردد (الکبیسی۱۳۶۴: ۲۴). سنت وقف از ارزش‏های جهان‏بینی دینی و مذهبی است که نقش بسیار مؤثری در شکل‏گیری ساخت فضایی شهرهای دوره اسلامی به‏ویژه شهرهای ایران داشته است. با نگاهی گذرا به سیما و بافت کالبدی شهرهای ایران بسیاری از عناصر و اجزای شهری را که نقش عمده‏ای در عملکرد و حیات زندگی شهری دارند، می‏توان مشاهده نمود که عنصر وقف در آنها نقشی به‏سزا داشته است‏ (آشتیانی، بی‏تا: ۱۵۴). بسیاری از تأسیسات زیربنایی و روبنایی در مجتمع‏های زیستی بدون اینکه‏ حکومت‏ها وظیفه‏ای در ایجاد آنها احساس کنند توسط مردم ساخته می‏شدند. البته در مواردی‏ دولت مردان نیز در احداث این‏گونه مجموعه‏های وقفی نقش ارجمندی در طول تاریخ ایران اسلامی‏ داشته‏اند. بسیاری از شهرهای قدیمی که به‏تدریج شکل‏ گرفته‏اند، اغلب از ایجاد محله‏های کوچک‏ شروع‏ شده و با افزایش جمعیت و توسعه بناها و اماکن به شهرها تبدیل‏شده‏اند. این محله‏ها که از پیش طراحی ‏نشده بودند، برای احداث و ایجاد مراکز و فضاهای خدماتی-عمومی در آنها هیچ‏گونه‏ پیش‏بینی به‏عمل ‏نیامده بود؛ در عین حال می‏بینیم که شهرهای سنتی و قدیمی ایران در نظام و ساختار محله‏ای از انسجام و پیوستگی قوی برخوردار بوده‏اند و تقریباً تمام خدمات و نیازهای شهری‏ و محله‏ای به شکلی خودجوش و طبیعی در آنها ایجادشده بود (شهابی۱۳۸۳: ۱۳۹). وقف علاوه بر اینکه از نظر اجتماعی و اقتصادی دارای کارکردهای فراوان و مهمی در زندگی‏ روزانه و فعالیت‏های شهری بوده، از نظر کالبدی در تشکل و تولید فضاهای عمومی شهری اهمیت‏ برجسته‏ای ‏داشته است. به‏طوری که شهرها را نه تنها از نظر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی انسجام‏ می‏بخشیده، بلکه از نظر کالبدی نوعی پیوستگی و وحدت فضایی بین مناطق و محلات مختلف شهر به‏وجود می‏آورده است. بر این اساس اگر فضاهای عمومی و عام المنفعه که در ساختار شهرهای سنتی‏ ایران تقریباً بسیاری از آنها از طریق وقف شکل‏گرفته‏اند را حذف کنیم، چیزی که باقی می‏ماند مجموعه‏ای از مساکن، مراکز تجاری و در کل فضاهای خصوصی هستند که از نظر مدنی به‏صورت‏ پراکنده، گسسته و بی‏ربط خواهند بود. فضاهای عمومی شیرازه و عامل پیوند دهنده مجموعه عناصر تشکیل‏دهنده شهر به یکدیگراند (شهابی۱۳۸۳: ۱۴۰). از نظر کالبدی نقش وقف را می‏توان در ایجاد و احداث خردترین‏ عناصر کالبدی شهر نظیر مساجد، مدارس، حمام‏ها، آب انبارها، سقا خانه‏ها، روشنایی معابر و بازارچه ‏ها تا شکل‏گیری و تولید کلان‏ترین فضاهای شهری نظیر بازارها و مجموعه ‏های وقفی‏ مشاهده و پیگیری نمود. در ساختار فضایی شهرهای تاریخی و سنتی ایران مالکیت غالب بناهای با عملکرد عمومی که عموماً هم جزء میراث فرهنگی و تاریخی جامعه اسلامی به‏شمار می‏روند، وقفی‏ است. علل ماندگاری موقوفات در بستر زمان را باید در نقش فرهنگ متعالی وقف جستجو کرد. در واقع وقف به مثابه یک هیأت تألیفی توانمند است که میان اجزاء آن هم سازی و الفت خاصی‏ برقرار است. در مجموع اجزاء هدفمند این هیأت نه تنها ضامن بقای مالکیت موقوفه به نفع عموم می‏شدند، بلکه در ضمن ارائه خدمات رایگان به افراد جامعه به ‏طور مرتب و به مرور زمان خود را حفاظت و مرمت‏ کرده و در نهایت‏ آباد، پابرجا و استوار باقی ‏مانده‏اند. کارآیی نهاد وقف موجب‏ حضور موقوفات متنوع و عدیده‏ای در جامعه اسلامی گردید. همان گونه که امروز اکثر بناهای عمومی در بافت‏های‏ فرهنگی و تاریخی مجتمع‏های زیستی ما وقفی هستند (قدیری۱۳۶۹:۳۶). راه کار های ترویج فرهنگ وقف در جامعه برای شکوفایی وقف در جامعه باید فرهنگ وقف را ترویج کرد. برای این منظور تنها یک نهاد یا ارگان مسئول نیست، بلکه همه ی دستگاه های تبلیغی و اجرایی کشور موظف اند تا در جهت اعتلای فرهنگ وقف در جامعه با یکدیگر همکاری کرده و زمینه های شکوفایی آن را فراهم آورند. هر چند عمل به وقف از سوی مردم مهم ترین راه گسترش فرهنگ وقف است اما باید توجه داشت که مردم، نیازمند راهنمایی و آموزش های دینی عملی در این زمینه هستند. از این رو مسئولان کشور به ویژه دست اندرکاران امور مذهبی و فرهنگی می توانند با یک برنامه ریزی صحیح و اصولی در جهت دهی افکار عمومی به سمت فرهنگ وقف مؤثر باشند. آثار مثبت وقف در زمینه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ایجاب می کند که در گسترش وقف تلاش جدی داشته باشیم؛ چرا که اگر به این سنت حسنه عمل شود، بسیاری از مشکلات فعلی جامعه ی ما قابل حل خواهد بود. سازمان اوقاف و امور خیریه، مبلغان دینی، ائمه جماعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و … از جمله نهاد ها و وزارت خانه هایی هستند که در چگونگی ترویج و اشاعه ی فرهنگ وقف در جامعه تقش اساسی دارند. به عنوان مثال سازمان اوقاف و امور خیریه می تواند با انتشار کتاب یا مجله و یا از طریق مبلغان دینی جایگاه و اهمیت وقف را در جامعه مشخص کند تا زمینه ی گرایش مردم به وقف فراهم آید. در کنار تشویق مردم به وقف، باید جهت وقف را با توجه به نیاز های جامعه مشخص کرد تا از موقوفات تکراری نظیر ساخت مسجد و … جلوگیری شود. در این زمینه باید تحقیق شود که نیاز های روز جامعه کدامند تا موقوفات به آن سوق داده شود. بدیهی است که اگر وقف برای کار های عمرانی، صنعتی، کشاورزی و سرمایه گذاری در کار های تولیدی باشد، نسل جدید به وقف روی خواهد آورد و موقوفات تازه شکل می گیرد (بزرگی۱۳۷۹: ۱۱۳). نگارش: محبوبه ساعی

پی نوشت: ۱- . مشاور سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه کشور. ۲٫ طوسی، محمد بن حسن. التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۵۳۰٫ ۳٫ طباطبایی۱۳۹۱: ۳۷۷٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *