تو نیکی می‌کن و در دجله انداز

۵
تو نیکی می‌کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
یا محمد (ص) به کدام زبان، با کدام کلمات سپاست گویم؟ که سنت اینگونه انسان‌هایی پرورانده که در قرآن حاکمیت پول و “قوی‌تر، بهتر” ساده و پنهان، شهر به شهر، ده به ده و خانه به خانه پی دستهای نیازمند می‌گردند تا جایی، کسی در تاریکی‌های نداری فراموش نشود. اینان به یقین از اضطراب بیمارگونه‌ای که جنگ برای رشد مادی به وجود آورده است معافند و چه آرامشی و چه خیال آسوده‌ای از ادامه‌ی راه دارند، چه چیزی پریشانشان کند؟ از چه بترسند وقتی که این همه دست دعا، این همه خنده‌ی معصوم، این همه گریه‌ی شوق، این همه سجده‌ی شکر، زاد ره و توشه‌ی سفرشان است. یا محمد تو می‌دانی ناآرامی را آرام بخشیدن چه لذتی دارد! آری فقط تو می‌دانی که این لذت خاص بخشندگان است و بس. آه اگر چندی دگر از این خلق که فراخی نعمت دارند اینگونه بر دیگر بندگان خدا می‌بخشودند، فقر و نداری از این کره‌ی خاکی رخت برمی‌بست و سعی نان آبروی هیچ بنده‌ی خدایی را نمی‌برد.
در روزگاری که نوعدوستی و بخشش جایی میان عاطفه‌ی خشکیده‌ی استثمارگران ندارد، نداران و بینوایان نه تنها دیده نمی‌شوند که زیر پای خزانه‌داران لگدمال می‌شوند و چندی بعد از حافظه‌ی شهر پاک، این نکومردان چه آسان از حاکمیت بی‌روح قرن آشوب(پول) می‌گذرند تا خنده‌ای بر لبهای بی نصیبی بنشانند و مشتاق آموختنی را میز مدرسه، امکانی فراهم آورند تا مؤمنی به سجده بنشیند، دست دعایی رو به آسمان رود، مریضی بهبود یابد، دستی به مهر به دستی برسد، بی سرپناهی آرام گیرد، بی‌گناهی آزاد گردد، کودکی آرام بزرگ شود و … امنیت و آرامش را تا آنجا که بتوانند میان خلق خدایت ای محمد (ص) بگسترانند، آنها خوب می‌دانند که وقف نه سفره خالی می‌کند نه کیسه، که خدای بر بخشندگان می‌بخشاید وه که این بندگان چه سعادتمندند که دنیا و آخرت از داشتنشان مسرور است.
یا محمد (ص) شفاعتت با دعای ما پاسدار ایمانشان.

فریده دلدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *